تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست
درباره
سلامم را می نویسم تا زحمت گشودن لبهایت را برای پاسخش نبینم سخت نگرانم که نکند لبهای نازنینت را برای پاسخ گفتن به سلامم از روی اجبار از هم بگشایی
مي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام